یکی از بهترین روش‌های بازاریابی که هر برندی می‌تواند در آن مهارت پیدا کند، تولید محتوای باکیفیت است. با گذشت زمان، شما اطلاعات زیادی ایجاد می‌کنید که به خوبی ارزش محصولات، برند و صنعت شما را برای مخاطبانتان به نمایش می‌گذارد. برخی از محتواهای قدیمی شما ناگزیر در سایه محتوای جدیدتر به فراموشی سپرده می‌شوند، اتفاقی که مایه تأسف است؛ چرا که ممکن است آن مطلب‌ها همچنان برای مخاطب شما بسیار ارزشمند باشند. به‌جای آنکه به امید یک بازدیدکننده، اجازه دهید محتوای قدیمی در کناری خاک بخورد، می‌توانید هدف جدیدی برای آن محتوا تعیین کرده و دوباره آن را به اشتراک بگذارید و یک زندگی جدید و شایسته به آن بدهید. شما تلاش بسیاری کرده‌اید و زمان و سرمایه زیادی را برای ایجاد مطلب‌های وبلاگ خود صرف کرده‌اید. به همین دلیل هم نباید اجازه دهید پتانسیل هیچ کدام از محتواها هدر برود.

 ۱. اشتراک‌گذاری راهبردی

 مخاطب خود را بشناسید. آن چه دوست دارند و آن چه از شما انتظار دارند را بفهمید. با دقت مشخص کنید که کدام دنبال کنندگان به یک محتوای خاص علاقه دارند و بعد آن‌ها را با آن محتوا هدف قرار دهید. این دنبال کنندگان را در توییت‌ها و اشتراک‌گذاری‌های خود نام ببرید و فرضاً آن‌ها را صدا زده و نظرات‌شان را بپرسید و از آن‌ها بخواهید دوباره به اشتراک بگذارند. «سلام، @name ظاهراً به استخدام علاقه داری. این مقاله‌ای که درباره حفظ کارمندان نوشتیم را ملاحظه کن.» این نام بردن شخصی کمک می‌کند فرد مورد نظر احساس خاص بودن داشته باشد و احساس نکند با او مثل یک خریدار برخورد می‌شود.

۲٫ فالوهای هدفمند

 فقط به مخاطب‌های خود اکتفا نکنید. به دنیای Twitter وارد شوید و افرادی که ذهنیت مشابهی با ذهنیت شما دارند را دنبال کنید. اگر محتوایی که به اشتراک می‌گذارید، برای آن‌ها ارزشمند است، پیام کوتاهی به آن‌ها ارسال کنید و در مورد نوشته‌های وبلاگتان و ربطشان به حوزه کاری این افراد را توضیح دهید. زمانی که پروفایل شما را بررسی می‌کنند، آخرین و مرتبط‌ترین مقاله شما را در بالای فیدتان می‌بینند و شما را فالو بک می‌کنند؛ به این ترتیب، رابطه‌ای بسیار ساده ایجاد می‌شود.

۳٫ استفاده از پیام جدید

 برندهای زیادی مراقب هستند که محتوای تکراری به اشتراک نگذارند. اما این کار، تاکتیکی عالی برای مشتاق و فعال نگه داشتن دنبال کنندگان است. به جای ارسال پیام‌های تکراری، می‌توانید از محتوای گذشته به روش‌های منحصر به فرد و خاص استفاده کنید. سعی کنید یک نقل‌قول یا یک آمار مهم از محتوای خود بگیرید و فقط آن را با یک لینک به مقاله اصلی به اشتراک بگذارید. این تکه‌های اطلاعاتی کوچک، توجه دنبال کنندگانی که تمایلی به خواندن کل مطالب ندارند را جلب خواهد کرد. همه ما افراد پرمشغله‌ای هستیم. یکی از دلایل اصلی وجود Twitter این است که افراد دوست دارند اطلاعات را به صورت قطعه‌های کوچک و ساده بخوانند. اگر آن تکه‌های اطلاعاتی کوچک برایشان جذاب باشند، حاضر خواهند بود که ادامه یک مطلب طولانی‌تر را هم بخوانند. این نکته به تازگی در مطالعه‌ای ثابت شده است و مشخص شده که ۵۹ درصد محتوایی که آنلاین به اشتراک گذاشته می‌شود، حتی خوانده نمی‌شود.

۴. تبلیغ کردن

 اگر قبلاً مطلبی نوشته‌اید که موردپسند کاربران زیادی قرار گرفته است، اشتراک مجدد آن می‌تواند برای مخاطب‌های جدیدتان جذاب باشد. با این کار، نه تنها محتوای خود را بازیافت می‌کنید، به مخاطبان خود نشان می‌دهید که کارهای قبلی‌تان چقدر مورد توجه قرار گرفته‌اند. واقعیت این است که، محبوب بودن می‌تواند محبوبیت را افزایش دهد.

۵. پاسخ دادن به سؤال‌ها

 Reddit و Quora یا هر سایت دیگری که می‌توانید در آن سوال بپرسید، منابعی ارزشمند برای هر برندی هستند. چنین سایت‌هایی که از محتوای تولیدی کاربرها بهره می‌برند، جذاب‌ترین راه برای جلب توجه به سمت یک برند هستند و تکنیک آن خیلی ساده است. در همه این سایت‌ها، کاربرها معمولاً به دنبال سؤال پرسیدن و جواب گرفتن هستند. اگر بتوانید پاسخ ارزشمندی به آن‌ها بدهید، و در عین حال به محتوای قبلی خود لینک دهید، برد بسیار بزرگی می‌کنید. با این کار، نه تنها محتوای شما کلیک دریافت می‌کند و شاید مطالعه هم بشود، به احتمال زیاد دیگران هم به کار شما لینک خواهند داد. در نتیجه، به عنوان یک برند، پیشرفت بسیار زیادی خواهید کرد.

 به همین ترتیب، می‌توانید با لینک دادن به محتوای قدیمی‌تر خود (در قسمت کامنت ها) در پاسخ به محتوای یک برند دیگر، از این استراتژی استفاده کنید. نکته مهم این است که فقط در صورتی باید این کار را انجام دهید که واقعاً به مطلب اصلی ارزش اضافه کند. برای نمونه، اگر مقاله‌ای را دیده‌اید که در مورد چهار استراتژی مناسب برای SEO صحبت می‌کند و شما از وجود یک استراتژی پنجم هم اطلاع دارید، لینک مطلب خود را کامنت کنید.

۶. یادآوری

 بی شک، خوانندگانتان برخی از ایمیل‌هایتان را از قلم خواهند انداخت. برایشان یک ایمیل یادآوری بفرستید و ببنید که آیا پاسخ می‌دهند. به محتواهای قدیمی‌تر لینک دهید و به آن‌ها بگویید که فکر می‌کنید این محتوا هم برایشان باارزش است و اینکه واقعاً باید آن را بخوانند.

 اگر می‌توانید، این ایمیل را مستقیماً به مشترکینی که بالاترین ارزش را دارند به همراه یادداشتی شخصی بفرستید تا متوجه شوند که تنها به چشم یه مخاطب ساده به آن‌ها نگاه نمی‌کنید.

۷. امضای ایمیل

نحوه دسترسی به محتواهای باارزشی که دارید، که می‌تواند شامل کتاب‌های الکترونیکی، پست‌های راهنما یا اساسی باشد، را در امضای ایمیلتان قرار دهید. افرادی که هر روز با آنها ارتباط دارید به دفعات این لینک را مشاهده خواهند کرد و در نهایت روی آن کلیک خواهند نمود. و زمانی که این کار را انجام می‌دهند، اگر چیزی که پیدا می‌کنند ارزشمند و مرتبط باشد، قبل از اینکه به ایمیلتان پاسخ دهند آن را با مخاطب‌های به اشتراک خواهند گذاشت.

 ۸. پست‌های مهمان

 احتمالاً تا الان می‌دانید که پست مهمان بخشی مهم از استراتژی محتوای هر برند است. این روش چند هدف دارد و آن هدفی که ممکن است به فکرتان نرسد، برای ترویج محتوایتان است. نه تنها اضافه کردن یک لینک به محتوای قدیمی‌ترتان به پست مهمانتان ارزش می‌بخشد، بلکه راهی طبیعی و غیر فریبنده‌ای است برای اینکه خوانندگان روی سایتتان کلیک کنند.

۹٫ گردآوری مطالب مرتبط

 هیچ چیز جدیدی برای نوشتن به فکرتان نمی‌رسد؟ محتواهایی که موجود دارید را گردآوری کنید و مطلبی جامع در رابطه با یک موضوع خاص برای مخاطب‌های خود آماده نمایید. خوبی دیگر این کار این است که می‌توانید محتوای قبلی را به صفحه‌های مهم و جدید خود لینک دهید و در عمل مجموعه‌ای جامع از اطلاعات درباره یک موضوع خاص ایجاد کنید که برای موتورهای جستجو بسیار جذاب است.

۱۰. تغییر فرمت

 اگر حرف مهمی برای گفتن نداشتید، اصلاً به این فکر نمی‌افتادید که محتوای قبلی خود را دوباره به اشتراک بگذارید. پس چرا آن را به روش دیگری به اشتراک نگذارید؟ ویدیویی ۶۰ ثانیه‌ای ضبط کنید و مهم‌ترین نکته‌های مقاله‌تان را در آن بیان نمایید و لینکی هم در آخر ویدیو قرار دهید برای آن‌هایی که می‌خواهند کل مطلب را بخوانند. اینفوگرافیک هم نه تنها بسیار جذاب است، بهترین راه برای جمع بندی مهم‌ترین اطلاعات در یک موضوع خاص است.

پیدا کردن یک روش استفاده جدید از محتوای قدیمی، راهی کم خرج و مؤثر است برای اینکه به مخاطبین خود نشان دهید یک رهبر فکری هستید, بدون اینکه مجبور باشید به طور مداوم چیز جدیدی برای گفتن پیدا کنید. با اشتراک مجدد مقاله‌هایی که نوشته‌اید، می‌توانید مطمئن شوید که از تمام پتانسیل مطالب خود استفاده می‌کنید.

منبع مطلب

 یکی از بهترین روش‌های بازاریابی که هر برندی می‌تواند در آن مهارت پیدا کند، تولید محتوای باکیفیت است. با گذشت زمان، شما اطلاعت زیادی جمع‌آوری و ایجاد می‌کنید که باید به خوبی و شایستگی محصولات، برند و صنعت شما را برای مخاطبانتان به نمایش می‌گذارد. برخی از محتواهای قدیمی شما ناگزیر در سایه محتوای جدیدتر به فراموشی سپرده می‌شوند؛ اتفاقی که مایه تأسف است چرا که ممکن است این مطالب قدیمی همچنان برای مخاطب شما بسیار ارزشمند باشند.

به جای اینکه اجازه دهید این محتواهای قدیمی به امید بازدی کنند‌ه‌ای تصادفی گوشه‌ای خاکر بخورند، می‌توانید هدف جدیدی برای این دسته از محتواها تعیین کرده و دوباره آن را به اشتراک بگذارید و دوباره آنها را به چرخه اطلاع‌رسانی برگردانید.

شما و زمان و سرمایه زیادی را برای ایجاد مطلب‌های وبلاگ خود صرف کرده‌اید پس باید از این محتواها به خوبی استفاده شود. پتانسیل هیچ کدام از محتوای خود را هدر ندهید. شما باید مثل ستار‌ه‌های سینما یا موسیقی موفقیتی پایدار بسازید و نه تنها یک اثر موفق از خود به جای بگذارید. حتما به یاد داشته باشید که شما نباید تنها یک اثر ماندگار از خود به جا بگذارید.

اما چطور می‌توان از محتوای قدیمی مجددا به خوبی استفاده کرد؟

۱. اشتراک‌گذاری راهبردی

 مخاطب خود را بشناسید. آن چه دوست دارند و آن چه از شما انتظارات دارند را بفهمید. با دقت مشخص کنید که کدام دنبال کنندگان به چه محتوای خاصی علاقه دارند و بعد آن‌ها را با همان محتوا هدف قرار دهید. این دنبال کنندگان را در توییت‌ها و اشتراک‌گذاری‌های خود نام ببرید و فرضاً آن‌ها را صدا زده و نظرات‌شان را بپرسید و از آن‌ها بخواهید دوباره به اشتراک بگذارند. مثلا می‌توانید از سبک توییت‌ زیر الهام بگیرید. «سلام، @jondoe ظاهراً به استخدام علاقه داری. این مقاله‌ای که درباره حفظ کارمندان نوشتیم را بخوانید.» این نام بردن شخصی کمک می‌کند فرد مورد نظر احساس خاص بودن داشته باشد و احساس نکند با او مثل یک خریدار عام برخورد می‌شود.

۲٫ فالو کردن‌های هدفمند

 فقط به مخاطب‌های خود اکتفا نکنید. به دنیای شبکه‌های اجتماعی به خصوص توییتر وارد شوید و افرادی که ذهنیت مشابهی با ذهنیت شما دارند را دنبال کنید. اگر محتوایی که به اشتراک می‌گذارید، برای آن‌ها ارزشمند است، پیام کوتاهی به آن‌ها ارسال کنید و در مورد نوشته‌های وبلاگتان و ربطشان به حوزه کاری این افراد توضیح دهید.

زمانی که پروفایل شما را بررسی می‌کنند، آخرین و مرتبط‌ترین مقاله شما را در بالای فیدتان می‌بینند و شما را فالوبک می‌کنند؛ به این ترتیب، رابطه‌ای بسیار ساده و هم‌زیستی درستی ایجاد می‌شود.

۳٫ استفاده از پیام جدید

 برندهای زیادی مراقب هستند که محتوای تکراری به اشتراک نگذارند یا retweet نکنند. اما این کار، تاکتیکی عالی برای مشتاق و فعال نگه داشتن دنبال کنندگان است. به جای ارسال پیام‌های تکراری، می‌توانید از محتوای گذشته به روش‌های منحصر به فرد و خاص استفاده کنید. سعی کنید یک نقل‌قول یا یک آمار مهم از محتوای خود بگیرید و فقط آن را با یک لینک به مقاله اصلی به اشتراک بگذارید. این تکه‌های اطلاعاتی کوچک، توجه دنبال کنندگانی که تمایلی به خواندن کل مطالب ندارند را جلب خواهد کرد.

همه ما افراد پرمشغله‌ای هستیم. یکی از دلایل اصلی وجود Twitter این است که افراد دوست دارند اطلاعات را به صورت قطعه‌های کوچک و ساده بخوانند. اگر آن تکه‌های اطلاعاتی کوچک برایشان جذاب باشند، حاضر خواهند بود که ادامه یک مطلب طولانی‌تر را هم بخوانند. این نکته به تازگی در مطالعه‌ای ثابت شده است و مشخص شده که ۵۹ درصد محتوایی که آنلاین به اشتراک گذاشته می‌شود، حتی خوانده نمی‌شود.

۴. تبلیغ کردن

 اگر قبلاً مطلبی نوشته‌اید که موردپسند کاربران زیادی قرار گرفته است، اشتراک مجدد آن می‌تواند برای مخاطب‌های جدیدتان جذاب باشد. با این کار، نه تنها محتوای خود را بازیافت می‌کنید، به مخاطبان خود نشان می‌دهید که کارهای قبلی‌تان چقدر مورد توجه قرار گرفته‌اند. واقعیت این است که، محبوب بودن می‌تواند محبوبیت را افزایش دهد.

۵. پاسخ دادن به سؤال‌ها

سایت‌های پرسش و پاسخ یا سایت‌هایی که مردم محتوای آن را تولید می‌کنند مثل Reddit و Quora منابعی ارزشمند برای هر برندی در سال ۲۰۱۸ هستند. چنین سایت‌هایی که از محتوای تولیدی کاربرها بهره می‌برند، جذاب‌ترین راه برای جلب توجه به سمت یک برند هستند و تکنیک آن خیلی ساده است. در هر دوی این سایت‌ها، کاربرها معمولاً به دنبال سوال پرسیدن و جواب گرفتن هستند. اگر بتوانید پاسخ ارزشمندی به آن‌ها بدهید، و در عین حال به محتوای قبلی خود لینک دهید، برد بسیار بزرگی می‌کنید. با این کار، نه تنها محتوای شما کلیک دریافت می‌کند و شاید مطالعه هم بشود، به احتمال زیاد دیگران هم به کار شما لینک خواهند داد. در نتیجه، به عنوان یک برند، پیشرفت بسیار زیادی خواهید کرد.

 به همین ترتیب، می‌توانید با لینک دادن به محتوای قدیمی‌تر خود (در قسمت کامنت‌ها) در پاسخ به محتوای یک برند دیگر، از این استراتژی استفاده کنید. نکته مهم این است که فقط در صورتی باید این کار را انجام دهید که واقعاً به مطلب اصلی ارزش اضافه کند. برای نمونه، اگر مقاله‌ای را دیده‌اید که در مورد چهار استراتژی مناسب برای SEO صحبت می‌کند و شما از وجود یک استراتژی پنجم هم اطلاع دارید، لینک مطلب خود را کامنت کنید.

۶. یادآوری

 بی شک، خوانندگانتان برخی از ایمیل‌هایتان را از قلم خواهند انداخت. برایشان یک ایمیل یادآوری بفرستید و ببینید که آیا پاسخ می‌دهند یا خیر؟ به محتواهای قدیمی‌تر لینک دهید و به آن‌ها بگویید که فکر می‌کنید این محتوا هم برایشان باارزش است و اینکه واقعاً باید آن را بخوانند.

 اگر می‌توانید، این ایمیل را مستقیماً به مشترکینی که بالاترین ارزش را دارند به همراه یادداشتی شخصی بفرستید تا متوجه شوند که تنها به چشم یه مخاطب ساده به آن‌ها نگاه نمی‌کنید.

۷. امضای ایمیل

 باارزش‌تر از این محتواهایی که دارید، که می‌تواند شامل کتاب‌های الکترونیکی، پست‌های راهنما یا اساسی باشد را در امضای ایمیلتان قرار دهید. افرادی که هر روز با آنها ارتباط دارید به دفعات این لینک را مشاهده خواهند کرد و در نهایت روی آن کلیک خواهند نمود. و زمانی که این کار را انجام می‌دهند، اگر چیزی که پیدا می‌کنند ارزشمند و مرتبط باشد، قبل از اینکه به ایمیلتان پاسخ دهند آن را با مخاطب‌های به اشتراک خواهند گذاشت.

۸. پست‌های مهمان

 احتمالاً تا الان می‌دانید که پست مهمان بخشی مهم از استراتژی محتوای هر برند است. این روش چند هدف دارد و آن هدفی که ممکن است به فکرتان نرسد، برای ترویج محتوایتان است. اضافه کردن یک لینک به محتوای قدیمی‌ترتان به پست مهمانتان ارزش می‌بخشد، بلکه راهی طبیعی و غیر فریبنده‌ای است برای اینکه خوانندگان روی سایتتان کلیک کنند.

۹٫ گردآوری مطالب مرتبط

 هیچ چیز جدیدی برای نوشتن به فکرتان نمی‌رسد؟ محتواهایی که موجود دارید را گردآوری کنید و مطلبی جامع در رابطه با یک موضوع خاص برای مخاطب‌های خود آماده نمایید. خوبی دیگر این کار این است که می‌توانید محتوای قبلی را به صفحه‌های مهم و جدید خود لینک دهید و در عمل مجموعه‌ای جامع از اطلاعات درباره یک موضوع خاص ایجاد کنید که برای موتورهای جستجو بسیار جذاب است.

۱۰. تغییر فرمت

اگر حرف مهمی برای گفتن نداشتید، اصلاً به این فکر نمی‌افتادید که محتوای قبلی خود را دوباره به اشتراک بگذارید. پس چرا آن را به روش دیگری به اشتراک نگذارید؟ ویدیویی ۶۰ ثانیه‌ای ضبط کنید و مهم‌ترین نکته‌های مقاله‌تان را در آن بیان نمایید و لینکی هم در آخر ویدیو قرار دهید برای آن‌هایی که می‌خواهند کل مطلب را بخوانند. اینفوگرافیک هم نه تنها بسیار جذاب است، بهترین راه برای جمع بندی مهم‌ترین اطلاعات در یک موضوع خاص است.

 پیدا کردن یک روش استفاده جدید از محتوای قدیمی، راهی کم خرج و مؤثر است برای اینکه به مخاطبین خود نشان دهید یک رهبر فکری هستید, بدون اینکه مجبور باشید به طور مداوم چیز جدیدی برای گفتن پیدا کنید. با اشتراک مجدد مقاله‌هایی که نوشته‌اید، می‌توانید مطمئن شوید که از تمام پتانسیل مطالب خود استفاده می‌کنید.

این مطلب ترجمه‌ای است مطلبی با عنوان  ten ingenuous ways to promote old content که در سایت relevance منتشر شده است.

این سوالی است که بارها و بارها پرسیده می‌شود؛ قواعد طلایی در وبلاگ نویسی چیست؟ حقیقت این است که فقط یک قاعده طلایی وجود ندارد، بلکه باید به تعداد زیادی پارامتر همزمان نگاه کرد. اگر پارامترها را به دقت دنبال کنید، این قوانین، موفقیت کامل مطالب وبلاگ شما را تضمین خواهند کرد. برعکس، اگر شما آن‌ها را نادیده بگیرید، وقت خود را برای نوشتن مقاله‌های غیرقابل خواندنی هدر خواهید داد که هیچ‌کس سعی نخواهد کرد آن‌ها را بخواند. ​

یکی از دغدغه‌های اصلی در بازاربی محتوایی، محاسبه بازگشت سرمایه بازاریابی محتوایی است. مشکل اصلی محاسبه بازگشت سرمایه بازاریابی محتوایی این است که بخشی از آن که ساده‌تر از همه ثابت می‌شود، کوچک‌ترین بخش از ارزش محتوا هم هست. شبیه قلب هدف در مرکز صفحه دارت، نوک کوه یخ، میوه‌های پایین درخت یا هر استعاره مشهور دیگری که بخواهید به‌کار ببرید.

این بخش‌ها به‌راحتی دیده می‌شود، اما فقط گوشه‌ای از اصل ماجرا است. ما به ارزش محتوا به‌عنوان حلقه‌هایی با مرکز یکسان فکر می‌کنیم، و به دنبال بازگشت سرمایه از درون به بیرون هستیم.

نگاهی به بازگشت سرمایه بازاریابی محتوایی

درباره بازگشت سرمایه بازاریابی محتوایی صحبت‌های متفاوت و فرمول‌های متفاوتی می‌توان داشت. در این نوشته سعی بر این شده تا مقوله نگاه به بازگشت سرمایه بازاریابی محتوایی از نگاه مجموعه Contently مورد بررسی قرار گیرد.

۱) درآمد مستقیم از موقعیت فروش درونگرا

همه چیز از مرکز دایره یعنی درآمد مستقیم از موقعیت فروش درونگرا شروع می‌شود. ما از Marketo برای ردیابی افراد سرتاسر چرخه موقعیت فروش استفاده می‌کنیم. از نتیجه بررسی‌هایی که داشتیم، اینطور می‌فهمیم که افراد قبل و بعد از تبدیل شدن به یک کاربر متمایل به خرید چه مقاله‌هایی را خوانده‌اند.

با استفاده از یک فرمول و برقراری ارتباط بین آن فرمول و نسبت کل فروش‌ها به تعداد کل کاربران متمایل به خرید و متوسط اندازه هر معامله و با تقسیم کردن آن بر هزینه صرف شده برای تولید محتوا می‌توانیم بازگشت سرمایه مستقیم را تعیین کنیم.

۲) اثر پایین قیف

درست بیرون دایره‌های هدف، اثر محتوا بر مشتریان فعلی پایین قیف و آنچه ما «بعد از طی کردن قیف» می‌خوانیم، قرار دارند. پایین قیف افرادی قرا دارند که به‌طور جدی علاقمند به خرید محصول یا خدمت مورد نظر هستند. ما به‌وسیله این مشتریان بالقوه، اثر محتوا بر نرخ تبدیل، اندازه سرمایه‌گذاری و زمان لازم برای نهایی شدن فروش را اندازه‌گیری می‌کنیم.

پس ار بررسی‌های انجام شده به این نتیجه رسیده‌ایم که افرادی که محتوای مورد نظر را می‌خوانند نرخ تبدیل بالاتر و اندازه سرمایه‌گذاری بیشتری دارند و زودتر خریدشان نهایی می‌شود.

چیزی که با این موضوع رابطه نزدیکی دارد، فروش موفق یا همان مرحله بعد از طی کردن قیف است. در بین پایگاه مشتری‌های محتوای ما، آن‌هایی که به‌طور منظم محتوا را می‌خوانند نرخ تمدید یا درگیری بالاتری دارند.

 ۳) اثر بالا و میانه قیف

در حلقه بعدی، ما بالا و میانه قیف را داریم، یعنی مشترک‌های خبرنامه، بازدیدکننده‌های منظم محتوا و دنبال‌کننده‌های شبکه‌های اجتماعی. همه این افراد ارزش پولی واقعی برای شرکت دارند.

معمولاً مشترک‌های ایمیل را ارزشمندتر از همه می‌دانیم، و بعد از آن دنبال‌کننده‌های شبکه اجتماعی و خواننده‌ها قرار دارند، اما هر شرکتی این ارزش‌گذاری را به‌صورت متفاوتی انجام می‌دهد.

برای مثال یک برند B2C ممکن است برای دنبال‌کننده‌های یک شبکه اجتماعی خاص ارزش بیشتری قائل باشد، در حالیکه یک ناشر وابسته به تبلیغات احتمالاً خواننده‌ها را ارزشمندتر می‌داند.

۴) اثر هاله‌ای محتوا

در مرحله بعد، با فاصله گرفتن از قلب هدف به تأثیر محتوا خارج از قیف می‌پردازیم. این تأثیر را اثر هاله‌ای می‌نامیم. بسیاری از بازاریاب‌های با نفوذ از جمله Seth Godin و Rand Fishkin عقیده دارند که سهم عمده ارزش واقعی محتوا در اینجا قرار دارد.

برای مثال، یافته‌های تازه Contently نشان می‌دهد که احتمال اعتماد کردن به ما در افرادی که محتوای ما را می‌خوانند ۲۳ برابر بیشتر از رقبای ما است، و احتمال اینکه ما را به یک دوست پیشنهاد کنند ۵ برابر بیشتر است.

ما همچنین از یک فرمول اختصاصی با عنوان ROCI یا بازگشت سرمایه از محتوا استفاده می‌کنیم، این فرمول هزینه ما روی محتوا را در برابر ارزش کلی مخاطب جذب شده، اندازه‌گیری می‌کند. به آسانی نمی‌توان روی اعتماد ارزش گذاشت، اما نمی‌شود انکار کرد که اعتماد کمک فراوانی در فرآیند فروش می‌کند.

۵) فرهنگ شرکت، آموزش، و پیام رسانی

در نهایت، بحث تأثیر محتوا بر روی فرهنگ شرکت خودمان مطرح می‌شود. ما از محتوا برای آموزش تیم فروش خود، کمک به استعدادهای مستقل جهت استفاده بهتر از محتوا، استخدام کارکنان جدید و حتی تقویت روحیه بهره می‌گیریم.

هرچه شرکت بزرگ‌تر می‌شود، این موضوع هم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. برای مثال، یکی از مشتریان ما شرکت JP Morgan Chase است – که بیش از ۲۰۰ هزار نفر مخاطب در داخل دارد. امیدواریم این مطلب چارچوب مفیدی برای محاسبه بازده سرمایه‌گذاری روی محتوا بوده باشد.

این مطلب ترجمه مقاله‌ای با عنوان Bullseye: The 5 Rings of Content Marketing ROI از سایت Contently بود

داستان یا روایت شما چیست؟ شاید این سوال، جزو اولین سوال‌هایی باشد که وقتی با کسی آشنا می‌شوید، در ذهنتان به‌وجود بیاید. برای جواب دادن به این سوال، باید جزئیاتی از گذشته، مسیر شغلی، خانواده و سرگرمی‌های خود بگویید. شاید هیچ وقت چنین پاسخی نشنوید: «لیسانس بازاریابی محتوایی و دکتری تجربه کاربری دارم». البته که چنین رشته‌هایی وجود ندارند ولی ایرادی هم ندارد. در این مطلب، رازهای موفقیت افرادی که داستان‌سرایی می‌کنند را ذکر خواهیم کرد و استفاده از آن را در بازاریابی محتوایی بررسی می‌کنیم.

داستان سرایی و بازاریابی محتوایی

داستان‌سراهای ماهر می‌توانند هر نوع پیش‌زمینه و سابقه‌ای داشته باشند. هر روز آنقدر با داستان‌های متفاوتی مواجه می‌شویم که به‌نظر می‌رسد ادعای دنیل پینک در سال ۲۰۰۶، واقعا درست بوده است:

آینده متعلق به افرادی است که ذهنیت متفاوتی دارند؛ هنرمندان، مخترعان و داستان‌سراها؛ افرادی که قسمت راست مغزشان بیشتر فعال است و تفکر جامع دارند. توانایی‌های این نوع افراد است که مشخص می‌کند چه کسی پیشرفت خواهد کرد و چه کسی درجا خواهد زد.

شاید بتوان اینطور گفت که داستان‌سراهای ماهر می‌توانند هر نوع پیش‌زمینه و سابقه‌ای داشته باشند. به نظر می‌رسد هر روز نمونه جدیدی از این نوع ذهن متفاوت را در محل کار مشاهده می‌کنیم.

۱. داستان‌سراهای ماهر اهل همکاری هستند

Joseph Gordon-Levitt در سخنرانی کلیدی خود در کنفرانس دنیای بازاریابی محتوایی، نشان داد که نمونه‌ای از این نوع افراد دارای ذهن متفاوت است. او یک بازیگر، تهیه‌کننده، کارگردان و نویسنده است.

او در سخنرانی خود نشان داد که چگونه متفاوت فکر کردن درباره خلاقیت، باعث شده است که شرکتی متفاوت برای تهیه فیلم تأسیس کند که مبتنی بر همکاری است. هر کسی در هر جای دنیا می‌‌تواند با ارائه متن، ویدیو، موسیقی یا قطعه هنری، در وبسایت HITRECORD به یکی از چالش‌های خلاقیت شرکت پاسخ دهد. مشارکت‌کننده‌های دیگری ایده‌های دریافتی را بهبود می‌دهند و آن‌ها را تلفیق می‌کنند. در نهایت، بهترین نمونه‌ها تبدیل به فیلم‌های کوتاه، ویدیوهای آنلاین (دارای اسپانسر) و دیگر کارهای خلاقانه می‌شوند.

۲٫ داستان‌سراهای ماهر می‌دانند، می‌خواهند چه کسی را جادو کنند

برای بسیاری از برندها، ویدیو به فرم مهمی از داستان‌سرایی تبدیل شده است؛ خواه برای آموزش، خواه برای سرگرمی و خواه برای هر دو. به گفته لورا برکوبین، مدیر دیجیتال و محتوا در Pull-A-Part که یک مینی‌سریال موفق برای افراد علاقه‌مند به کارهای دستی تولید کرده‌است، «ویدیو خودش را به‌عنوان ابزاری برای همکاری و خلق مشترک بین افرادی ارائه کرده است که به‌دنبال اتکا به خودشان هستند. برای اینکه برندها بتوانند در زمینه تولید ویدیو موفق باشند، باید از خودشان بپرسند که چرا مشتری‌هایشان باید حاضر باشند برای خواندن، تماشا کردن یا گوش کردن به محتوای آن‌ها زمان صرف کنند و این زمان را برای محتوای دیگران صرف نکنند؟ آن‌ها چه تخصص و مزیتی دارند؟ به‌عبارت دیگر، ابتدا باید به چرا و چه چیزی پاسخ داد و بعد سراغ پاسخ دادن به چرا رفت».

به گفته Berkobin ابتدا چرایی و چه چیزی را مشخص کنید و بعد سراغ چگونه بروید.

دوست دارید بدانید چگونه می‌توانید یک خودروی غیرقابل‌ راندن را در کمتر از ۱۱ ساعت به یک ماشین درجه یک تبدیل کنید؟ Pull-A-Part این کار را در یک ویدیوی آموزشی و مضحک آموزش داده است. این یعنی تخصص و مزیت واقعی!

این سریال که ساختش سه سال طول کشید، نیازمند قانع کردن مدیران ارشد، ایجاد رابطه با افراد اثرگذار و تولید مشترک محتوا بود ولی ارزش تلاش کردن داشت.

بازگشت سرمایه واقعی این است که Pull-A-Part به عنوان یک گاراژ خودروهای فرسوده، اکنون بین مکانیک‌های معروف و افرادی که خودشان خودروشان را تعمیر می‌کنند، معروف شده است و بین رسانه‌ها هم محبوبیت پیدا کرده است. این نوع شهرت یعنی بازگشت سرمایه‌گذاری روی ایجاد ارتباطات به همراه کمی شانس!

۳٫ داستان‌سراهای ماهر تجربه را با رسانه منطبق می‌کنند.

در ژانویه امسال، اولین فیلم‌های کوتاه واقعیت مجازی در فستیوال Sun Dance توسط استودیوی Oculus Story نمایش داده شدند. این نوع فیلم‌ها به نوعی متفاوت از تفکر و ارائه داستان و تجربه نیاز دارند.

John Bucher در کتاب جدید خود به نام «داستان‌سرایی برای واقعیت مجازی» با Jessica Brillhart مصاحبه کرده‌ است که مدیر فیلم‌سازی گوگل برای واقعیت مجازی است. به گفته او «نکته جالب در مورد واقعیت مجازی این است که نوعی تجربه مشترک به‌وجود می‌آورد زیرا فرد در کنار کارکترهای داستان است و این نوعی تجربه مشترک و همدردی ایجاد می‌کند».

چند برند توانستند از المپیک ۲۰۱۸ برای آزمایش واقعیت مجازی در زمینه مشارکت گسترده مخاطب‌ها استفاده کنند. برای نمونه، NBC و Intel با مشارکت یکدیگر، ۳۰ رویداد را از طریق هدست‌های واقعیت مجازی، تلفن‌های هوشمند و ویدیوهای ۳۶۰ درجه پخش کردند. روزنامه New York Times هم یک بخش را به واقعیت افزوده برای داستان‌های مهم المپیک اختصاص داد.

این نمونه‌ها (و نمونه‌های دیگری که از آزمایش‌های واقعیت مجازی در صنعت مد، لوازم آرایشی، نشر و غیره وجود دارد) نشانه‌ای از اولین روزهای کاربرد این رسانه بسیار جذاب برای داستان‌سرایی هستند.

به گفته johnbucher الان بهترین وقت است که برندها، از قابلیت‌های واقعیت مجازی استفاده کنند.

هرچند واقعیت مجازی هنوز نتوانسته از بین پذیرندگان آغازین بازی‌های ویدیویی و کلاس‌های آموزشی خارج شود، به اعتقاد John (که خودش یک بازیگر، کارگردان، تهیه‌کننده و نویسنده است) الان، بهترین وقت است که برندها، از قابلیت‌های واقعیت مجازی استفاده کنند. به گفته او «شاید پروژه‌های امروزی واقعیت مجازی مخاطب‌های محدودی داشته باشند ولی به برندهای رهبر اجازه می‌دهند که در مورد این رسانه یاد بگیرند و از این رسانه داستان‌سرایی در آینده استفاده کنند».

۴. داستان‌سراهای ماهر اجازه نمی‌دهند رسانه باعث انحراف از داستان شود

Denise Roberts McKee مدیر عمیلاتی About Face Media Inc. یادآور می‌شود که علیرغم به‌وجود آمدن گزینه‌های متعدد، مبانی داستان‌سرایی هنوز تغییری نکرده‌اند. فرقی ندارد که از چه رسانه‌ای استفاده شود (از صفحه‌های چاپی گرفته تا واقعیت مجازی)، این قدرت داستان است که مشخص می‌کند مخاطب چقدر به آن جذب می‌شود. شاید قدرت داستان از قهرمان قابل درک آن، یا هدف آن، یا تلاش برای غلبه بر موانع نشأت بگیرد ولی در هر صورت، فرمول داستان اهمیت ویژه‌ای دارد.

به گفته drmckee قدرت یک داستان است که مشخص می‌کند مخاطب چقدر به آن جذب می‌شود.

قلب بازاریابی محتوایی در دستان شما

قلب بازاریابی محتوایی این است که بتوانید داستان‌هایی بگویید که مخاطب‌ها را جذب و حفظ کنند. موفق‌ترین برندها، آژانس‌ها و شرکت‌های رسانه‌ای آن‌هایی خواهند بود که همیشه داستان‌های عالی می‌گویند و راه‌های جدیدی برای بیان داستانشان پیدا می‌کنند.

این نوشته را با یک پرسش شروع کردم؛ آن هم اینکه داستان شما چیست؟ برای پایان هم یک پرسش دیگر مطرح می‌کنم؛ چگونه آن را بیان خواهید کرد؟

این مطلب ترجمه‌ای از مقاله‌ای با عنوان  Secrets of Great Storytellers که درسایت انستیتو بازاریابی محتوایی منتشر شده بود.

اجرای یک استراتژی مؤثر بازاریابی محتوایی حتی برای حرفه‌ای‌ها هم یک چالش محسوب می‌شود. تولید محتوای مرتبط و با ارزش افزوده بالا سخت و زمانبر است. علاوه بر آن بعد از این موضوع باید کانال‌های بهینه برای به اشتراک گذاری هر نوع متفاوتی از محتوا را پیدا کنیم. بازاریابی محتوایی واقعاً بهترین راه برای بسیاری از برندهاست تا اعتبار خود را بالا ببرند، با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند، درآمد خود را افزایش دهند و آگاهی از برند را بالا ببرند. ولی چگونه می‌توانید بفهمید که محتوای شما واقعاً مرتبط و ارزشمند است؟ چگونه می‌توانید بفهمید که استراتژی شما اثربخش است؟ برای پاسخ به این سوال‌ها باید درباره سنجش بازاریابی محتوایی صحبت کنیم.

سنجش بازاریابی محتوایی

در ادامه، اطلاعاتی ارزشمندی در مورد نحوه اندازه‌گیری عملکرد به اشتراک می‌گذاریم، از جمله اینکه چه ابزارهایی بهترین گزینه برای SEO هستند و چگونه محتوایی درخشان ایجاد کنیم که موفق باشد. قبل از اینکه ادامه بدهیم، بیایید مطمئن شویم که شناخت کاملی نسبت به تعریف بازاریابی محتوایی داریم.

محتوا می‌تواند متشکل از چند قالب باشد، که از جمله می‌توان به بازاریابی ایمیلی، ویدئو، کتاب الکترونیکی، رسانه‌های اجتماعی و مطالب بلاگ اشاره کرد. بازاریابی محتوایی ممکن است شامل چند فعالیت مختلف باشد که حول فعالیت ساده و در عین حال پیچیده رساندن پیام برند به دیگران متمرکز است.

بازاریابی محتوایی اغلب در سمت اشتیاق و آموزشی (آگاهی از برند) قیف بازاریابی محتوایی قرار دارد و به همین دلیل هدف آن بیشتر از آنکه تبدیل باشد، برقراری گفتگو است. با این وجود، بازاریابی محتوایی در عمل نقطه شروع یک قیف اثربخش است، در نتیجه باید به‌درستی انجام شود.

برای آنکه متوجه شوید که محتوای شما تا چه اندازه جذاب و گیرا است، باید بفهمید که هدف شما از استراتژی بازاریابی که انتخاب کرده‌اید و ارتباط آن با اهداف کسب و کارتان چیست. در این میان چند نکته قابل توجه وجود دارد:

  • درآمد: این هدف واضح است. در واقع، تمامی سنجش‌های انجام شده باید در نهایت به موفقیت شرکت و بهبود ROI (نرخ بازگشت سرمایه) کمک کند.
  • آگاهی از برند: بازاریابی محتوا به صورت اختصاصی با ایجاد وفادارای مشتری و آگاهی از برند مرتبط است. برای این منظور، استراتژی باید با مفهوم تمایز و ارائه ارزش برجسته ایجاد شود تا موجب بهترین برداشت اولیه و حفظ وفاداری شود.
  • تعهد و اشتیاق: رسانه‌های اجتماعی در مرکز استراتژی‌های محتوا قرار دارند، اما اشتراک‌گذاری محتوا به تنهایی کافی نیست. اشتیاق کاربر که به معنای مکالمه واقعی بین مشتریان و کسب و کارها است، روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
  • موقعیت‌های فروش: در بازاریابی، موقعیت فروش به معنای تماس واقعی بین شرکت و مشتریان بالقوه است. کمیت و کیفیت موقعیت‌های فروش همواره یکی از شاخص‌های کلیدی نحوه عملکرد فعالیت‌های بالای قیف شما است.
  • وفاداری و حفظ: وقتی حرف از بازاریابی محتوایی در میان است، روابط مشتریان سرنوشت‌ساز است. در نتیجه، توجه به فعالیت‌ها، ترندها و سنجه‌هایی که نشان‌دهنده نوسان در حفظ است برای درک نحوه عملکرد استراتژی شما بسیار مهم است. به این نتیجه می‌رسید که تعامل با کاربران از طریق محتوای آموزنده و غیرمعمولی در ابتدا و وادار به برگشت کردن آن‌ها آسان‌تر است.

برای رسیدن به اهداف بالا، باید چند شاخص مناسب و کلیدی عملکرد را مشخص کنید. این شاخص‌ها برای اندازه‌گیری اهداف بازاریابی استفاده می‌شوند تا عناصر موفقیت را مشخص کرده، شکاف‌های موجود را پر کنند و در نهایت به تدریج استراتژی شما را بهینه کنند.

شاخص کلیدی عملکرد برای سنجش بازاریابی محتوایی

این چند شاخص کلیدی عملکرد برای سنجش بازاریابی محتوایی پیشنهاد می‌شود:

  • درآمد: فروش، عضویت، دانلود.
  • آگاهی و آگاهی از برند: تعداد بازدیدکننده‌ها، بازدید صفحات، بازدید ویدئوها، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی.
  • وفاداری و حفظ: عضویت و لغو عضویت در خبرنامه، زمان حضور در یک صفحه، نرخ پرش.
  • تعهد و اشتیاق: نشانه‌های شبکه‌های اجتماعی مثل لایک، اشتراک‌گذاری، ریتوئیت، نظرات بلاگ.
  • موقعیت‌های فروش: عضویت در خبرنامه، فرم درخواست یا نرخ تبدیل ایمیل.

اما اندازه‌گیری این ملاک‌ها نمی‌تواند همه چیز را در مورد موفقیت پروژه شما بگوید. به‌طور کلی شاخص‌های کلیدی عملکرد زیر، مهم‌ترین شاخص‌ها برای بازاریابی محتوایی هستند اما باید به جای توجه صرف به اعداد به مفهوم آن‌ها توجه شود.

تعداد بازدیدکنندگان صفحه شما، به خصوص بازدیدکنندگان منحصر به فرد، مهم است. اما هنگامی که به اعداد خام نگاه می‌کنیم باید جانب احتیاط را رعایت کنیم چرا که اطلاعات زیادی در مورد رفتار واقعی کاربران به ما نمی‌دهند.

چیزی که مهم‌تر از تعداد بازدیدکنندگان است، وضع عملکرد آن‌هاست. بنابراین می‌توانیم چنین سوالاتی بپرسیم؛ چطور به این صفحه رسیده‌اند؟ آیا چند دقیقه‌ای را در صفحه مانده‌اند؟ آیا کل یک‌ مطلب را خوانده‌اند یا یک ویدئو را کامل نگاه کرده‌اند؟

تعداد بازدید کنندگان: تعداد بازدیدکنندگان تنها یک مقدار کمّی است و چیز زیادی در مورد کیفیت محتوایتان نمی‌گوید. بنابراین بهتر است ابتدا به فاکتورهای کیفی توجه کنیم تا تصویری از کل شرایط به دست آوریم. برای این کار، بهتر است سنجه‌هایی را از مجموعه داده‌های مختلف ایجاد کنید.

بازدیدهای صفحه هنگامی که یک کاربر روی وب سایت یا وبلاگ شما کلیک می‌کند کمک می‌کند تا عددهای مربوط به بازدیدهای او را ببینید؛ اما این عددها به دقت مشخص نمی‌کنند که کاربرها داخل سایت چه کاری انجام می‌دهند. اما وقتی می‌بینید که کاربرها چیزی که می‌خواهند را پیدا نمی‌کنند و روی قسمت‌های مختلفی از سایت بیهوده کلیک می‌کنند، مشخص می‌شود که مشکلی وجود دارد.

مثلاً شاید سایتتان کاربرپسند نیست یا اینکه پیامی که برای محصولتان بیان کرده‌اید، واضح نیست. با هماهنگ کردن این اعداد با داده‌های دیگر مانند میزان جست و جو و زمان صرف شده در یک صفحه، می‌توانید نتیجه بهتری به دست آورید و سعی کنید بفهمید که محتوای شما جذاب و جالب است یا خیر.

نرخ پرش: نرخ پرش به تعداد کاربرانی گفته می‌شود که بلافاصله پس از بازدید از یکی از صفحات وب سایت شما از وب سایت خارج می‌شوند. منظور از «بلافاصله» در اینجا این است که هیچ گونه تعاملی مثل کلیک یا حتی اسکرول کردن صفحه انجام نمی‌شوند.

در واقع نرخ پرش درصد بازدیدکنندگانی است که برای مدت زمان مشخصی در صفحه وبسایت باقی می‌مانند و فعال هستند، در مقایسه با کاربرانی که مستقیماً به سراغ وب سایت‌های دیگر می‌روند. این مجموعه داده نشان می‌دهد که با توجه به حجم ترافیک دریافتی، کدام مشتریان بالقوه را می‌توانید حفظ نمایید. به علاوه، اگر نتایج ضعیف به دست آورده‌اید، باید SEO سایت خود را بهبود دهید چون که نرخ پرش بالا، به موتورهای جستجو نشان می‌دهد که محتوای شما، انتظارهای کاربران را برآورده نمی‌کند.

زمان صرف شده در صفحه: بررسی و نظارت بر زمانی که کاربرانتان در یک صفحه صرف می‌کنند، یک فاکتور کیفی دیگر را نیز وارد بازی می‌کند. زمانی که در سایت صرف شده است به شما نشان می‌دهد که بازدیدکننده چطور در صفحه حرکت می‌کند؛ به طور خاص‌تر آیا واقعاً محتوا را می‌خواند یا نه؟

اگر مثلاً زمان میانگین تنها چند ثانیه است، باید کمی نگران شوید. می‌توانید از این شاخص‌ها برای بهبود محتوایتان یا کار کردن روی عملکرد کلی یک وب‌سایت خاص استفاده کنید.

رسانه‌های اجتماعی اکثر کانال‌های اجتماعی دارای ابزارهای تحلیلی در درون خود هستند (مثلاابزار تحلیلی Facebook Insights) که به شما امکان می‌دهند تا به آسانی به اعداد و ارقام پایه نگاه کرده و به برخی الگوهای کلیدی و روندهای تعاملی پی ببرید.

این اطلاعات معمولاً مقدماتی هستند و برای اینکه درک بهتری از روندها به دست آورید، باید آن‌ها را با دیگر انواع داده ترکیب کنید. پس از آنکه اهداف خودتان و همچنین شاخص‌های عملکرد کلیدی مربوطه را در راستای بازاریابی محتوای خود تعریف کردید باید ابزاری را انتخاب کنید که برای اهداف شما مناسب است.

تویجه کنید که ابزارهای گوناگونی در بازار وجود دارد. پس باید ابزاری را انتخاب کنید که با سطح مهارت، بودجه و نیازهای شما همخوانی دارد.

در ادامه، چند مورد از بهترین ابزارهای آنالیتیکس را برای سنجش بازاریابی محتوایی پیشنهاد می‌کنیم.

نگاهی به بهترین ابزارهای اندازه‌گیری معیارها برای سنجش بازاریابی محتوایی

Google Analytics Google Analytics یک ابزار قدرتمند است که امکانات بسیاری برای تحلیل و بهینه‌سازی محتوا ارائه می‌کند. با این ابزار، می‌توانید تعداد خواننده‌های محتواهای مختلف خود را ارزیابی کنید، روابط بین کانال‌های مختلف را بفهمید و آمارهای پایه‌ای را بسنجید و بعداً به دلخواه خود آن‌ها را تفسیر کنید.

Social bakers  برای مدیریت و نظارت بر رسانه‌های اجتماعی فوق‌العاده است. برای مثال، این ابزار درک شفافی از به لایک‌ها و کامنت‌های کاربران به شما ارائه می‌کند و این امکان را می‌دهد که عملکرد خود را به‌صورت مستقیم با رقیب‌ها مقایسه کنید. به علاوه، برای تحلیل کمپین‌های خود، به تعداد ریتوئیت‌ها، لایک‌ها، نظرات، پاسخ‌ها یا سطح ترافیک و غیره دسترسی دارید.

Chart beat نه تنها موثرترین محتوای شما را تحلیل می‌کند، بلکه تحلیل همزمان کاربرها از جمله منابع، رفتار کاربر، زمان صرف شده در صفحات و مسیر طی شده به صفحه دلخواه را ارائه می‌کند. داشبورد این سایت به‌طور شفاف این داده‌ها را همزمان به شما ارائه می‌کند، که به این معنا است که مدیران سایت می‌توانند نسبت به کاربران به سرعت واکنش و برهم‌کنش داشته باشند.

Social Mention یک روش سریع و رایگان برای بررسی تاپیک‌ها و کلمات کلیدی‌ترند شده است. به محض اینکه یک عبارت را در کادر اصلی وارد کنید، به شما اطلاعات بسیاری راجع به بررسی ترافیک، طرفداران و غیره می‌دهد. در همه بسترهای مرتبط و به‌صورت همزمان نشان می‌دهد، پس روش فوق‌العاده‌ای برای پیدا کردن موضوع تولید محتواست.

ابزار آنالیتیکس SumAll یک سیستم کاربرمحور برای به اشتراک گذاری و بررسی محتوای اجتماعی روی بیش از ۲۰ کانال متفاوت است. با ابزار و دانش درست، حداقل در مراحل ابتدایی، یادگیری سنجش بازاریابی محتوا کار سختی نیست.

حال که با ابزارها و معیارهای سنچش بازاریابی محتوایی آشنا شدید، استراتژی شما برای بحث تولید محتوا چه تغییری می‌کند؟ برای شما چه معیارهایی در جایگاه بالاتری قرار می‌گیرد؟

این مطلب ترجمه مقاله‌ای درباره سنجش عملکرد بازاریابی محتوایی بود که از سایت Digital Marketing Institute انتخاب شده بود.

آیا تا به حال درباره بهترین روش‌های بازاریابی محتوایی مورد نظرتان فکر کرده‌اید؟ بهترین راه برای اینکه حرفتان را به گوش دیگران برسانید چیست؟ آیا باید با گذشت زمان تنها روی یک بستر خاص کار کرد؟ چند بستر مختلف باید همزمان داشت؟ حتی اگر جواب شما به این سوالات شامل جواب‌های مثبت و فکر شده باشد، باز هم با وجود شبکه‌های مختلفی که ایجاد شده‌اند، جواب دادن به این سوالات حتی برای باتجربه‌ترین افراد حرفه‌ای هم دشوار است. شاید بخشی از این پرسش‌ها از جایی به نام استراتژی بازاریابی محتوایی سرچشمه می‌گیرند.

همه این سؤال‌ها درست هستند، اما لازم نیست کار را اینقدر پیچیده کنید. بخشی از استراتژی منحصربفرد شما در مورد کاری که می‌خواهید انجام دهید واقعاً نشان خواهد داد که مخاطبتان چطور شما را می‌بیند و چطور با شما ارتباط برقرار می‌کند. هر نوع محتوا و شبکه اجتماعی، زمینه‌ای برای امتحان است و حتی بهترین بازاریاب‌ها هم بعضی وقت‌ها به سعی و خطا تکیه می‌کنند.

در بازاریابی محتوایی بر خلاف تبلیغات یا روش‌های دیگر رعایت یک نکته اصلی است. نکته اصلی این است که به جای آنکه درباره یک محصول یا خدمات صحبت کنید عمیقاً با مخاطب ارتباط برقرار کنید.

برای ایجاد چنین ارتباطی باید از کجا شروع کرد؟ این مطلب را بخوانید تا نکته‌هایی در مورد استراتژی بازاریابی محتوایی و حفظ و ارتقا بخشیدن به آن یاد بگیرید.

استراتژی بازاریابی محتوایی – از طراحی تا اجرا

اگر در دنیای دیجیتال وقت گذرانی کرده باشید، احتمالاً می‌دانید که چقدر محتواهای متنوع از پست‌های وبلاگی تا کتاب‌های الکترونیکی در اینترنت یافت می‌شود. اما واقعیت تلخ این است که فقط بخش کمی از این حجم از محتوا خوانده می‌شود.

به‌طور کلی، محتوا به ابزاری برای بازاریابی تبدیل شده که در بالای قیف بازاریابی استفاده می‌شود. بنابراین این محتواها بیشتر برای ایجاد موقعیت فروش و افزایش آگاهی از برند کاربرد دارد تا اینکه برای افزایش نرخ تبدیل مناسب باشد. یکی از هدف‌های ایجاد استراتژی این است که مطمئن شوید محتوایی که تولید می‌کنید به احتمال زیاد به دست مشتری می‌رسد.

آیا می‌دانید برای مطرح شدن نام برندتان یا آگاهی‌بخشی به مشتریان در مورد موضوعی مشخص باید از چه نوع محتوایی استفاده کنید؟ این مسئله به چند چیز از جمله ابزار مورد استفاده شما، محصولتان و رفتار عمومی مخاطبان‌تان بستگی دارد. در ادامه به چند نوع از انواع زیاد محتوا که می‌توانید به راحتی تولید کنید و به اشتراک بگذارید می‌پردازیم و در مورد آنها صحبت می‌کنیم.

 وبلاگ

وبلاگ هنوز یکی موثرترین و متنوع‌ترین نوع محتواست و هنگامی که به‌صورت راهبردی توسعه یابد می‌تواند در طول زمان و در کانال‌های مختلف هدف آن‌ را تغییر داد.

در مورد پست وبلاگ یا مقاله، نکته کلیدی این است که شما باید به‌طور منظم مطلب منتشر کنید تا از طریق وبلاگ ترافیک ایجاد کنید. Neil Patel پیشنهاد می‌کند که برای ایجاد موقعیت فروش درونگرای مؤثر باید حداقل ماهانه شانزده مطلب هزار کلمه‌ای یا بیشتر منتشر کنید.

صوت

پادکست هم راه بسیار خوبی برای این است که حرفتان را به گوش مخاطب‌ها برسانید. می‌توانید مصاحبه‌های خود را به صورت ویدیویی ضبط کنید و بخش صوتی آن را به‌صورت جداگانه یا به صورت پادکست منتشر کنید.

کتاب الکترونیکی

کتاب‌های الکترونیکی برای فرآیند ایجاد موقعیت فروش و جمع‌آوری آدرس ایمیل، به ویژه برای ابزارهای دیجیتال مثل هاSaaS و بسته‌های آموزشی، مناسب هستند. این نوع کتاب‌ها در مقایسه با وبلاگ‌ها دارای جزئیات بیشتری هستند و برای مخاطب آموزش محور به معنای واقعی کلمه بسیار عالی‌اند.

 ویدیو

ویدئوها در ترکیب با متن، تصاویر، داستان‌ها و دیتاها می‌توانند حرف زیادی برای گفتن داشته باشند. همینطور با کانال‌های متعدد رسانه‌های اجتماعی بسیار سازگار هستند. تنها با صرف کمی زمان و پول بیشتر برای یک ویدیوی عالی و پخش آن به شکل استراتژیک می‌توانید توجه بسیاری را جلب کنید.

باید اطلاعات موجود را جمع‌آوری کنید و مشخص کنید که کدامیک از بسترهای رسانه‌های اجتماعی بیشترین اثرگذاری را دارد و یک یا دو بستر کلیدی که برای محتوایتان مناسب هستند را انتخاب کنید. حتماً مطمئن باشید که برند و محصولتان با کانال رسانه اجتماعی که انتخاب کرده‌اید و سلیقه مخاطبان هدف همخوانی دارد.

برای نمونه، اگر لباس یوگا می‌فروشید، بهتر است عکس لباس‌های خود را روی اینستاگرام یا پینترست به‌اشتراک بگذارید تا جایی مثل LinkedIn. می‌توانید از ابزارهایی مثل Hootsuite برای خودکارسازی نشر محتوا استفاده کنید ولی باید حواستان به همه‌چیز باشد و محتواهای آزمایشی‌تان را به‌صورت دستی منتشر کنید.

بنابراین، مواظب باشید که در خودکارسازی زیاده‌روی نکنید. همچنین باید یک نفر متخصص داشته باشید تا با کاربران شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کند. ارسال محتوا بدون اینکه با مخاطبان تعامل و رابطه داشته باشید، در بلندمدت اثر خوبی نخواهد داشت.

توزیع مطالب منتشر شده

توزیع در سه مرحله انجام می‌گیرد: انتخاب گزینه‌ها، ایجاد برنامه و ترویج یا promote کردن محتوا.

در ادامه، چند نمونه از پرسش‌هایی که باید برای طراحی استراتژی توزیع درنظر بگیرید را بررسی می‌کنیم:

  • ویژگی‌های آماری کلیدی برای هر یک از کانال‌های انتخابی شما چیست؟
  • هدف یا ارزش هر کانال چیست؟
  • چه فرمتی برای هر کانال بهتر است؟
  • چه زمانهایی از روز پست می‌گذارید؟
  • لحن مطلب‌ها چگونه است؟
  • چه کسی مسئول کانال است؟
  • چگونه دعوت به اقدام‌های مناسب یا Call to Action(CTA) را داخل محتوا قرار می‌دهید؟
  • چه شاخص‌های کلیدی عملکردی برای استراتژی خود تعریف کرده‌اید؟
  • آیا فقط در رابطه با محصول خود با مخاطب‌ها صحبت می‌کنید یا اینکه واقعاً به آن‌ها نشان می‌دهید که محصولتان می‌تواند بخش مهمی از زندگی آن‌ها باشد؟

هدف از بیان کردن یک داستان عالی اضافه کردن معنا و/یا ارزش خاصی به زندگی انسان‌ها است. باید برندتان از بین رقبا متمایز باشد و این کار در اینترنت سخت و مشکل است. به همین دلیل است که باید با محتوایی که تولید می‌کنید مخاطب را جذب کنید.

اما بسته به این که محصول شما چه باشد، نیازی نیست که خیلی عمیق باشد؛ گاهی مطلبی مختصر و طنزآمیز می‌تواند راهکار خوبی باشد. تمام این‌ها به مخاطب‌های کلیدی شما بستگی دارد.

 هنگام ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوایی، مهم است که به آن دسته از شاخص‌های کلیدی عملکرد توجه کنید که با اهداف کلیدی شما همخوانی دارند.

در ادامه چند ابزار آورده شده است تا به شما برای یافتن موضوعات کمک کند.

  • Buzzsumo به شما در پیدان کردن عبارت‌هایی که ‌ترند شده‌اند کمک خواهد کرد.
  • گردآورنده موضوع HubSpots به شما کمک خواهد کرد تا بعد از مشخص کردن ایده کلی، موضوع دقیق‌تری برای مطلب وبلاکتان پیدا کنید.
  • گردآورنده سر تیتر CoSchedule به شما این امکان را می‌دهد که تعدادی ایده را انتخاب کنید و مشخص کنید نسبت به کلیدواژه‌ها و عنوان‌های دیگر چه عملکردی دارند.

این موارد فقط تعدادی از ابزارهایی است که می‌توانید برای تولید محتوای مطابق با ترندها و محتوای قابل به اشتراک گذاری استفاده کنید.

همیشه به یاد داشته باشید که محتوای شما در درجه اول باید برای مخاطب مفید باشد و در حالت ایده‌آل بازگشت سرمایه بالایی نیز به‌وجود آورد. یک مثال برای توسعه محتوایی که بتواند در طول زمان بازگشت سرمایه بالایی داشته باشد، ویدئویی است که از طریق کانال‌های مختلف بتوان دوباره به اشتراک گذاشت.

تثبیت موقعیت کلی شما بر روی انواع و الگوهای ترافیک تأثیر می‌گذارد و الگوهای ترافیک شما نیز روی جایگاه SEO شما تأثیر می‌گذارد. این خیابان همیشه دو طرفه است و برخی اوقات قواعد در طول زمان تغییر می‌کند. بنابراین، داشتن SEO فوق‌العاده می‌تواند چالش‌برانگیز و ساختن یک وب سایت با SEO مساعد می‌تواند زمان‌بر باشد (موتورهای جستجو اغلب کسب و کارهای ریشه‌دارتر را ترجیح می‌دهند). اما برای پیدا شدن در جستجوها، SEO اهمیت اساسی دارد، پس باید به چیزهایی مثل پیوندها، فراداده‌ها و کلیدواژه‌ها توجه کنید.

وقتی یک استراتژی محتوایی ایجاد می‌کنید که در مورد برند شما جواب می‌دهد، باید توجه کنید که این استراتژی چقدر با برنامه SEO شما همخوانی دارد. شما باید بازاریابی محتوایی خود را روی اشتیاق مخاطب متمرکز کنید. هرچند، باید این کار را با تحقیق در مورد کلیدواژه‌های مناسب تلفیق کنید تا اطمینان پیدا کنید که محتوایی که ایجاد می‌کنید واقعاً ترافیک با کیفیت به سایت شما (اگر سایت بستر اصلی شما باشد) هدایت می‌کند.

در شرایط ایده‌آل، از آنجایی که موتورهای جستجو مثل گوگل محتوای با کیفیت را ترجیح می‌دهند، ادغام این دو عنصر نباید سخت باشد. اما وقتی به صورت واقعی به شیوه کارکرد ترافیک و شبکه‌های اجتماعی در مورد مباحث و مسائل خاص توجه می‌کنید، می‌توانید با استفاده از این اطلاعات محتوای خود را بیشتر سازگار کرده و برند خود را متمایز کنید و همزمان اطمینان داشته باشید که وب‌سایتتان جایگاه مناسبی دارد.

هر محتوا باید یک دعوت به اقدام یا CTA داشته باشد که مستقیم و متمرکز بر برند باشد. در غیراین‌صورت، احتمالاً محتوای شما منجر به ایجاد موقعیت فروش نمی‌شود. اما نکته دلپذیر بازاریابی اجتماعی این است که می‌توانید در این مورد خلاقیت به خرج دهید. به‌جای اینکه بگویید، “این محصول را بخرید” برای مثال، می‌توانید یک کتاب الکترونیکی مجانی یا یک دوره آزمایشی پیشنهاد دهید تا به کاربران این امکان را بدهد که خود تصمیم بگیرند آیا محصول یا خدمت شما ارزشمند است یا نه.

اینجا نیز هدف ایجاد اشتیاق است. اطمینان حاصل کنید که دعوت به اقدام شما در همه محتوا شفاف، خاص و مرتبط است.

هنگام ایجاد یک استراتژی بازاریابی محتوایی، مهم است که به آن دسته از شاخص‌های کلیدی عملکرد توجه کنید که با اهداف کلیدی شما همخوانی دارند.

برای مثال، اگر در حال توسعه محتوای بسیاری هستید که به‌صورت خاص هدفش تبدیل یا Convert است، باید روی نرخ‌ تبدیل یا Conversion Rate تمرکز کنید. اگر تمرکزتان روی ایجاد موقعیت فروش است، باید برای مثال تعداد موقعیت‌های فروشی که توسط یک محتوای خاص ایجاد شده را مد نظر قرار دهید. اینجا ما به شما چند ایده می‌دهیم.

برای سنجیدن آگاهی از برند، تعداد بازدیدکننده‌ها و بازدید از صفحات را اندازه‌گیری کنید. برای سنجیدن نگهداری، عضویت و لغو عضویت و نرخ پرش را اندازه‌گیری کنید. برای سنجیدن اشتیاق و همچنین تعداد لایک، اشتراک‌گذاری، ریتوئیت و نظرات را اندازه‌گیری کنید.

در اینجا بحث آگاهی از برند و اشتیاق مشتری به آن مطرح است. شما می‌توانید ارزش محتوایتان برای مخاطبانتان را بر اساس میزان اشتیاق آنها مشخص کنید. بنابراین، نظرات، ثبت‌نام از طریق ایمیل و به اشتراک‌گذاری در شبکه‌های اجتماعی نمونه‌هایی از کارهایی است که در این جهت انجام می‌گیرد.

باید شاخص کلیدی عملکرد خود را بسنجید و زیر نظر بگیرید و یافته‌های خود را در استراتژی‌تان تأثیر دهید.

در واقع راه یکتایی برای ایجاد استراتژی بازاریابی محتوایی وجود ندارد، باید کارتان را طوری انجام دهید که با بودجه برنامه‌های کسب‌وکارتان همراستا باشد. با این حال، به یاد داشته باشید، بازاریابی دیجیتال مانند یک خیابان دو طرفه است که یک طرف آن به سمت اشتیاق و طرف دیگر به سمت گفت‌وگو می‌رود. بنابراین، باید توجه داشته باشید که چه عواملی مردم را به سوی برند شما می‌کشاند.

آیا متوجه حضور شما می‌شوند؟ آیا انتخاب خودشان است که از شما خرید می‌کنند و به شما متعهد هستند؟ چرا؟ وقتی مشتری‌ها به انتخاب خودشان سمت شما می‌آیند، آن وقت است که باید بدانید در جهت صحیح حرکت می‌کنید.

مطلبی که درباره استراتژی بازاریابی محتوایی خوانید، ترجمه‌ای بود از مقاله‌ای مرتبط با همین موضوع که در سایت انستیتو بازاریابی دیجیتال منتشر شده بود.

صحبت کردن درباره ارزش‌هایی که به مشتری ارائه می‌کنید امروز جای تبلیغات مستقیم آنلاین و آفلاین را گرفته است. ارتباطی که با مشتری برقرار می‌کنید می‌تواند پیوندی عاطفی-احساسی با مشتری برقرار کند تا در نهایت با ایجاد اعتماد بتوانید حتی فروش بالاتری هم به دست آورید. یکی از ابزارهای اینکار وبلاگ نویسی برای کسب و کار است. در این مطلب هرآنچه که برای شروع نیاز دارید آورده شده است.

بعد از آنکه بستر وبلاگ نویسی برای کسب و کار خود را تعیین کردید، فرآیند تولید محتوا آغاز می‌شود. اولین قدم این است که تعیین کنید قرار است این محتوا به چه کسانی برسد یا اینکه بازار هدف شما کیست؟ اگر در حال حاضر استراتژی بازاریابی آنلاین دارید، احتمالاً این مرحله را طی کرده‌اید. ولی بیایید نگاهی سریع روی این فرآیند داشته باشیم. راهی که از طریق آن می‌توانید تعیین کنید که مخاطب شما کیست، توسعه پرسونای خریدار یا Buyer Persona است.

گام‌های وبلاگ نویسی برای کسب و کار

برای موفقیت در وبلاگ نویسی و تولید محتوای مناسبی که خواننده را درگیر خود کرده و اثرگذار باشد باید فرآیند مناسبی را طی کرد که در ادامه به گام‌های این فرآیند می‌پردازیم.

پرسونای خریدار

پرسونای خریدار یک تعریف فرضی بر مبنای حقایقی است که مشتری ایده‌آل شما را تعریف می‌کند. با ترکیب اطلاعات واقعی بر مبنای مشتریان پیشین و کنونی خود و اطلاعات به دست آمده از مفروضات منطقی که با پاسخ دادن به سؤال‌های منطقی بدست می‌آید پرسونای خریدار را ایجاد می‌کنید. اجازه بدهید نگاهی به یک نمونه از پرسونای خریدار بیاندازیم.

بعد از بررسی اطلاعات مشتریان متوجه می‌شویم که ۶۳ درصد از مشتریان آقا و ۳۷ درصد از آنها خانم هستند. میانگین سنی آنها میانه سی سالگی است. این افراد برای شرکت‌هایی در محدوده ۲۰۰ مایلی دفتر شما و در رده‌های میانی مدیریت مشغول به کار هستند. به طور میانگین خدمت یا محصول شما را هر سه ماه یک بار خریداری می‌کنند. این اطلاعات می‌تواند مبنای حقیقی پرسونای شماست.

در ادامه سوالاتی بپرسید و به روشی که مشتریانتان پاسخ خواهند داد به آنها جواب دهید. مثلاً، آن‌ها چه مشکلاتی دارند؟ برای رفع این مشکلات، چه راهکارهایی می‌توانید به آنها ارائه کنید؟ چرا آنها کار کردن با شرکت شما را انتخاب کرده‌اند و به سمت رقبایتان نرفته‌اند؟ و موارد مشابه دیگر. هر کدام از این سؤال‌ها لایه دیگری به پرسوناهای شما اضافه می‌کند. اگر مخاطبان هدف و نیازهای آنها را بشناسید، آن وقت می‌توانید فرآیند تولید محتوای مربوطه را شروع کنید. همچنین می‌توانید نیازهای آنها را برآورده کرده و به سؤال‌هایشان هم پاسخ دهید. به این ترتیب می‌توانید اعتبار، اعتماد و رهبری فکری ایجاد کنید.

تولید محتوا: باید درباره‌ چه چیزی بنویسید؟

درباره‌ی کسب و کار، مشتریان و مخاطبان هدف خود فکر کنید. بر موضوعاتی تمرکز کنید که برای آن‌ها اهمیت دارد. این موضوع می‌تواند هر چیزی باشد از اطلاعات گرفته تا بررسی محصول یا گفتن حقایقی درباره شرکت خودتان. هر چیزی که بتواند به سؤالات، نیازها یا مشکلات آن‌ها پاسخ دهد.

می‌توانید دانشی که در مورد حوزه کسب و کار خود دارید را به اشتراک بگذارید، محصولات جدید را معرفی کنید، فلسفه یا فرهنگ شرکت خودتان را ترویج دهید، یا حتی به پرسش‌های متداول پاسخ دهید.

برای نمونه، اگر طراح داخلی ساختمان هستید، می‌توانید درباره جدیدترین لوازم خانگی حرفه‌ای سال ۲۰۱۸ یا مزایای کابینت‌های سنگ کوارتز نسبت به سنگ طبیعی، بنویسید. اگر صاحب رستوران هستید، دستور پخت غذاهای مختلف به کاربرانتان بدهید، داستان‌هایی درباره غذاهای محلی‌تان تعریف کنید، یا درباره بهترین نوشیدنی برای سرو با فیله ماهی، بنویسید.

هدف واقعی این است که اطلاعاتی را به مشتری‌هایتان عرضه کنید که به دنبالش هستند. این کار باعث می‌شود که کسب و کار شما جلوه مردمی پیدا کند و مشتری‌ها بتوانند حقیقتی را که پشت کارها در جریان است، ببینند. محتوای شما باید آموزنده یا سرگرم کننده باشد. این مهم است که سعی نکنید چیزی را بفروشید، فقط به آنها بفهمانید که برای خوانندگان خود ارزش قائل هستید.

پنج نکته برای تولید محتوای درجه یک

اگر وبلاگ نویسی برای کسب و کار درست انجام شود، روشی مقرون به صرفه برای هدایت ترافیک به وب سایت شما، ترویج برندتان و تعامل با مشتریان بالقوه همزمان با آموختن درباره کسب و کار، محصول و برند شما است. یک وبلاگ خوب نرخ تبدیل و فروش را بالا می‌برد.

پنج نکته برای تولید محتوای درجه یک به شرح زیر است:

۱) مرتبط باشید. مخاطب هدف خود را شناخته‌اید و نقطه‌های درد او را می‌دانید، پس حالا راه‌حل ارائه کنید. تمرکز وبلاگ خود را بر ارائه ارزش به آن افراد نگه دارید.

۲) تقویم محتوا ایجاد کنید. وبلاگ نویسی برای کسب و کار یک فرآیند است. یک یا دو مقاله که به‌صورت تصادفی منتشر شده‌اند، منجر به هدایت ترافیک نمی‌شوند. باید ثابت قدم باشید. برای انتشار مطالب در وبلاگ خود یک برنامه تهیه کنید.

روزهای مهم مثل فصل‌های شلوغ فروش، تعطیلات یا هر چیز دیگری که روی فروش شما تأثیر می‌گذارد، را مشخص کنید. بعد در زمانی که به این رویدادها نزدیک می‌شوید به‌صورت منظم اطلاعات مرتبط منتشر کنید.

۳) بر کیفیت تاکید کنید، نه کمیت. مطالب خود را متمرکز نگه دارید. برای مؤثر بودن نیاز نیست یک مطلب دو هزار کلمه‌ای بنویسید. محتوای با کیفیت متداوم منجر به جلب توجه موتورهای جستجو و خواننده‌های شما می‌شود.

۴) راجع به چیزی بنویسید که می‌دانید. بهترین روش برای ساختن وبلاگتان نوشتن راجع به مباحثی است که می‌فهمید و نسبت به آن‌ها شور و شوق دارید. اگر جنبه‌هایی از کسب و کارتان وجود دارد که در آن تخصص ندارید، به برون‌سپاری یا دعوت از وبلاگ‌نویس‌های مهمان برای نوشتن راجع به آن موضوعات فکر کنید. اضافه کردن دیدگاه‌های متفاوت روش خوبی است برای شما تا وبلاگتان را تازه و مرتبط نگه دارید.

۵) با خواننده‌های خود تعامل داشته باشید. یکی از نکات اصلی وبلاگ نویسی این است که می‌توانید با خواننده‌ها تعامل داشته باشید. در انتهای هر مطلب از خواننده بخواهید که نظرشان را در بخش کامنت‌ها بیان کنند. به همه کامنت ها سریع و حرفه‌ای پاسخ دهید. به یاد داشته باشید که شما سفیر برند خود هستید! ایجاد رابطه شخصی بهترین راه برای بالا بردن فروش است.

ایجاد محتوای با ثبات و با کیفیت، بهترین راه جذب ترافیک برای سایت، درگیر کردن خوانندگان، افزایش نرخ تبدیل و رشد فروش است. اما اگر نتوان شما را آنلاین پیدا کرد، حتی بهترین محتوا هم بی فایده است. این موضوع ما را به SEO می‌رساند.

سئو یا بهینه سازی برای موتورهای جستجو چیست؟

پیدا شدن در دنیای آنلاین بهینه سازی برای موتوهای جستجو، یا SEO، راهی است برای شناسایی و رتبه‌بندی محتوای شما توسط موتورهای جستجو است. زمانی که محتوایی می‌نویسید، جایگذاری لغت‌ها و عبارت‌های مناسب (که کلیدواژه و کلیدواژه‌های دنباله دراز نامیده می‌شوند) راهی است برای اینکه مطلبتان در دنیای آنلاین پیدا شود.

کلیدواژه‌ها، کلمات و عبارات کوتاهی هستند که یک مشتری بالقوه داخل موتورهای جستجو می‌نویسد تا محصولات و خدماتی که جزو پیشنهادات شماست را پیدا کند. انتخاب هوشمندانه کلیدواژه‌ها و استفاده از آنها در کل محتوایتان به شکلی طبیعی، موجب می‌شود زمانی که الگوریتم‌های موتور جستجو، مطالب وبلاگ شما را ذخیره می‌کنند، متوجه کلیدواژه‌های آن بشوند و از این اطلاعات برای سنجش ارتباط محتوای شما با کسب و کارتان استفاده کنند.

راه‌های زیادی برای انتخاب کلیدواژه‌های مناسب وجود دارد مانند استفاده از ابزار رایگان Keyword Planner گوگل برای جستجوی کلیدواژه‌هایی که در رتبه‌بندی بالاتر قرار دارند. فقط کافیست کلمه‌ای مرتبط با کسب و کار خود را تایپ کنید و فوراً فهرستی از کلیدواژه‌های مرتبط را ببینید که می‌توانید از آن‌ها در وبلاگ خود استفاده کنید تا رتبه‌بندی خود را در جستجو بهتر کنید.

البته فراموش نکنیم که در میان تعداد زیادی از ابزارهای رایگان و تجاری، خود سایت گوگل یکی از بهترین ابزارهایی است که می‌تواند بهترین نتیجه را برای پیدا کردن کلمات کلیدی مورد نظرتان رقم بزند.

جستجوی ارگانیک یک روش مهم است که به پیدا شدن محتوای شما به صورت آنلاین کمک می‌کند. با ایجاد فهرستی از مطالب وبلاگی با کیفیت که حاوی کلیدواژه‌های مرتبط هستند، محتوای شما در صفحه نتایج جستجوی گوگل نشان داده خواهد شد. خوانندگان می‌توانند برای دانستن مطالب بیشتر روی لینک کلیک کنند و وارد محتوای شما شوند.

SEO فرآیندی است که علاوه بر مطالب وبلاگی باید آن را روی تمام محتوای آنلاین خود اعمال کنید. قرار دادن کلیدواژه‌ها در سرصفحه، عناوین، متن صفحات وب و مطالب وبلاگی می‌تواند به شما کمک کند تا کسب و کارتان را به موتورهای جستجو بشناسانید.

آنلاین ارتقا دادن جایگاه وبلاگ

SEO یکی از راه‌هایی است که بتوانید به صورت طبیعی، بیشتر در دنیای آنلاین دیده شوید. اما نتیجه گرفتن از این روش مقداری زمان می‌برد. برای اینکه به سرعت ترافیک وبلاگتان را بالا ببرید باید بتوانید مطالب وبلاگتان را آنلاین ترویج کنید.

اگر مثل اکثر کسب و کارها باشید، نه تنها وبسایتی برای شرکتتان دارید بلکه به احتمال زیاد صفحه کسب و کار فیس بوک و پروفایل لینکدین هم دارید و در توییتر، اینستاگرام، یا پینترست هم فعال هستید. تمامی این شبکه‌های اجتماعی راهی برای به سرعت بالا بردن ترافیک وبلاگتان هستند، این شیوه همچنین به موتورهای جستجو کمک خواهد کرد تا «اعتبار» بلاگتان را تأیید کنند.

وقتی یک پست وبلاگ جدید درست می‌کنید، باید آن را در تمام بسترهای اجتماعی ترویج کنید. استفاده از سایت‌هایی مثل Hootsuite به شما این امکان را می‌دهد که محتوای که تولید می‌کنید را در تمام شبکه‌های اجتماعی خود منتشر کنید.

این فرایند به شما این امکان را می‌دهد که پست مطالب جدید خود را در سرتاسر بسترهای چندگانه به طور همزمان منتشر کنید و می‌تواند به افزایش ترافیک و اعتبار بلاگ شما با موتورهای جستجو در طول زمان کمک نماید.

وبلاگ نویسی برای کسب و کار یک ابزار ارزشمند است که می‌تواند به رشد کسب و کار شما کمک نماید. با کمی برنامه‌ریزی، درک نیازهای مشتری‌ها، رفع کردن آن نیازها با ارائه اطلاعات ارزشمند و استفاده از یک رویکرد ثابت، بلاگ کسب و کار شما می‌تواند به یک ابزار ارزشمند در استراتژی آنلاین شرکتتان تبدیل شود که نتایج خوبی را برایتان به ارمغان بیاورد.

حال که ارزش وبلاگ نویسی برای کسب و کار خود را درک کردید و می‌دانید چطور باید این کار را انجام دهید، زمان را از دست ندهید و وبلاگ نویسی برای کسب و کار خود را همین امروز شروع کنید.

این مطلب ترجمه‌ای است از مطلب با عنوان Blogging for your Business? Here is Everything You Need to Get Started که در سایت bluleadz منتشر شده است.

کسب درآمد از محتوا به چه معنی است؟ اگر شما صاحب وب‌سایت هستید باید مفهوم این موضوع را بدانید. به‌هرحال شما ساعت‌ها، روزها، هفته‌ها و ماه‌ها زمان صرف کار روی وب‌سایت خود می‌کنید. شما استحقاق دارید که از کار خود سود کسب کنید. اگر نتوانید از سایتتان درآمد داشته باشید، آن‌هایی که می‌توانند این کار را انجام دهند، از شما جلو خواهند زد.

در این راهنما، توضیح می‌دهیم که کسب درآمد از محتوا چیست، چرا برای بقا در بازار امروز ضروری است و چگونه می‌توانید از امروز از محتوای خود کسب درآمد کنید.

کسب درآمد از محتوا چیست؟

در اکوسیستم آنلاین امروزی، بازاریابی محتوایی تبدیل به اصطلاح شناخته‌شده‌ای شده است. برای جذب مشتریان بیشتر، باید در فضای مجازی سر و صدای زیادی به پا کنید. برا این کار شما به تولید محتوا نیاز دارید.

هرچه محتوا ارزشمندتر باشد، مشتریان بیشتری جذب و حفظ کرده و درآمد بیشتری از آن‌ها کسب خواهید کرد. این حرف چکیده بازاریابی محتوایی است. اما کسب درآمد از محتوا چیست؟

کسب درآمد از محتوا روی دیگر سکه بازاریابی محتوایی است. در حالیکه بازاریابی سر و صدا به پا می‌کند، کسب درآمد یا monetization پول می‌سازد. این دو کاملا به یکدیگر وابسته هستند و نمی‌توانید یکی را بدون دیگری داشته باشید.

هدف بازاریابی محتوایی جذب مشتری است و هدف کسب درآمد از محتوا کسب سود از آن مشتریان است. هر دو از محتوا به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند.

چرا برای گذران عمر و پیشرفت به کسب درآمد از محتوا نیاز دارید؟

کسب سود در قلب هر کسب و کاری قرار دارد. بدون داشتن مدل سودآوری، نمی‌توانید کاری را که دوست دارید رشد داده یا به آن ادامه دهید. هرچقدر سود بیشتری به‌دست آورید، این دو کار را بهتر انجام خواهید داد.

در واقع کسب درآمد از محتوا به ناشران محتوا، آزادی مورد نیاز برای ساخت کسب‌وکارشان، رشد و رقابت در یک بازار اشباع شده را می‌دهد.

از آنجایی که بازاریابی محتوایی در حال رقابتی‌تر شدن است، ناشران، وب‌سایت‌ها و تولیدکنندگان محتوا باید به‌روزتر از سایر رقبا باشند. این به معنای ایجاد هم‌زمان کیفیت و کمیت است. شما نمی‌توانید این کار را انجام دهید مگر اینکه از محتوایی که تولید می‌کنید، درآمد داشته باشید.

افرادی که وب‌سایت‌هایشان اساساً برپایه محتوا است، ضرورت تولید محتوایی که کسب درآمد کند را به خوبی درک کرده‌اند. این کار تنها راه کسب سود و درآمد است.

چگونه همین امروز از محتوا کسب درآمد کنید

آیا می‌خواهید از محتوا کسب درآمد کنید؟ چه محتوایتان یکی از راه‌کارهای کسب درآمد باشد چه تنها راه‌کار آن، شما می‌توانید به سرعت از طریق آن کسب درآمد کنید. حتی در چند دقیقه. باید به محتوایتان به‌عنوان وسیله‌ای برای کسب درآمد نگاه کنید، مگر اینکه آن را بفروشید.

چند روش کسب درآمد از محتوا برای ناشران محتوا و صاحبان وب‌سایت‌ها به این شرح است:

تبلیغات. برای بسیاری از ناشران محتوا و صاحبان وب‌سایت‌ها‌، تبلیغات یکی از راه‌کارهای متداول کسب درآمد از محتوا است. قرار دادن تبلیغات در سایت و شروع کسب درآمد از آن چندان دشوار نیست. هرچه بیشتر در زمینه بهینه‌سازی و یافتن راه‌حل تبلیغاتی مناسب تلاش کنید، پول بیشتری کسب خواهید کرد.

همکاری در فروش. همکاری در فروش مشابه تبلیغات است که طی آن، برای کسب درآمد محصولات دیگران به فروش می‌رسد. اما در همکاری در فروش، حق کمیسیون معمولاً براساس درصد محاسبه می‌شود تا نرخ ثابت. این راه‌کار می‌تواند جذاب باشد، اما اغلب زحمت بیشتری می‌طلبد تا واقعا  فروش انجام شود و معمولاً باید محصولاتی که می‌فروشید را با محتوای خود ادغام کنید.

کسب درآمد از جستجو. این روش کسب درآمد از محتوا به آسانی با سایر راه‌کارها ادغام می‌شود. این روش نسبت به سایر روش‌ها چندین مزیت دارد، چرا که فقط زمانی به‌کار می‌افتد که کاربران چیزی را در سایت شما جستجو می‌کنند. به‌علاوه، محتوا را براساس جستجو ارائه می‌دهد، بنابراین، نیاز فوری کاربران را هدف قرار می‌دهد که ارزش و اعتبار خیلی بیشتری دارد.

 محتوای محافظت شده. اگر قسمتی برای عضویت در سایت خود ایجاد کنید، می‌توانید برای محتوایی مشخص، مانعی ایجاد کنید که تنها این مانع با پرداخت پول یا همان حق عضویت حذف می‌شود. این کار به شما فرصت می‌دهد تا بخشی از محتوا را برای بازاریابی و بخشی را برای کسب درآمد استفاده کنید. هرچه اطلاعات و محتوای شما ارزشمندتر باشد، می‌توانید پول بیشتری مطالبه کنید و درآمد بیشتری به دست آورید.

راه‌های دیگری برای اینکه از محتوای خود کسب درآمد کنید هم وجود دارد؛ برای مثال به وسیله فروش محصولات و خدمات. اما این راه‌ها، واقعاً راه‌های کسب درآمد از محتوا نیستند بلکه، محتوای شما وظایف بازاریابی را برای آن محصولات یا خدمات ایفا می‌کند.

کسب‌وکارهای زیادی هستند که ترکیبی از استراتژی‌های کسب درآمد را از تبلیغ تا فروش‌ محصول به کار می‌گیرند تا درآمد کسب کنند. صرف‌نظر از استراتژی دقیق کسب درآمد، شما باید مطمئن شوید کل قیف محتوای شما یا همان Content Funnel مؤلفه‌های اصلی موفق ماندن را دارد.

مولفه‌های اصلی که برای کسب درآمد از محتوا نیاز دارید کدام‌ها هستند؟

نهایتا دو مولفه اصلی برای موفق شدن در برنامه کسب درآمد از محتوا نیاز دارید:

  • محتوا: همانطور که گفته شد، بازار محتوا هر روز رقابتی‌تر می‌شود. ناشران با استعدادترین تولیدکنندگان محتوا را استخدام می‌کنند تا باکیفیت‌ترین محتوای بازاریابی از مقاله‌ برای وبلاگ تا فیلم و اینفوگرافی را تولید کنند. باید دقت کنید که محتوای شما باید کیفیت بالایی داشته باشد و برای کاربر ارزش ایجاد کند.
  • کاربر: اگر صاحب وب‌سایت یا یک ناشر محتوا هستید، کاربر شما مشتری شماست. شما باید محتواهای مهمی بنویسید که نیاز کاربران را ارضا کند و تمرکزتان باید روی تعامل با کاربر باشد؛ پس محتواهای بسیار خوبی تولید کنید که به کاربر اطلاعات و ارزشی که انتظار دارد را بدهد.

این دو مؤلفه، بعداً با روش‌های درست درآمدزایی به صورت زیر ترکیب می‌شوند:

  • ترافیک: قبل از هر چیز لازم است ترافیک سایتتان را بالا ببرید. این بازدیدکنندگان، مشتری‌های احتمالی و بالقوه شما هستند.
  • تعامل: وقتی بازدیدکنندگان تعامل داشته باشند، به کاربر تبدیل می‌شوند و به دنبال آن کاربران هم تبدیل به مشتری خواهند شد.
  • درآمدزایی: بحث اصلی این مقاله یعنی درآمدزایی، باعث می شود که ترافیک را به سمت سایت خود هدایت کنید، با کاربران تعامل داشته باشید و در نهایت سود بیشتری عایدتان شود.

شما برای درآمدزایی از محتوایی که تولید می‌کنید کدام یک از روش‌های بالا را بکار می‌گیرید؟ یا از چه روش دیگری برای اینکار استفاده می‌کنید؟

این مطلب ترجمه‌ای است از نوشته what is content monetization که در سایت codefuel منتشر شده بود.

تکنولوژی در حال تغییر دادن سریع همه چیز است. شاید در دهه سال‌های اخیر این جمله را بارها شنیده باشید، اما پیشرفت‌های سریع در تکنولوژی تقریبا در هر دهه تغییراتی اساسی در زندگی و حرفه همه ما ایجاد کرده است. یکی از این تغییرات مهم، بازاریابی محتوایی است. از تولید گرفته تا توزیع و مصرف، تکنولوژی، کسب‌وکارها را وادار می‌کند تا درباره نحوه استفاده ما از محتوا دوباره فکر کنند.

شاید تا همین ده سال پیش هم تا این اندازه به تلفن‌های هوشمند وابسته نبودیم و بسیاری از ما، اخبار را در روزنامه‌های واقعی دنبال می‌کردیم، نه روی اپلیکشن‌ها. اما امروز با استفاده از تلفن‌های هوشمند خود کسب‌وکارمان را هدایت می‌کنیم، نسبت به وقایع دنیا به نفع خودمان واکنش نشان می‌دهیم و در تفریح و خوشگذرانی کردن هم حتی زیاده‌روی می‌کنیم.

تکنولوژی کنترل همه چیز را در دست گرفته و این وظیفه ما بازاریاب‌ها این است که از آخرین پیشرفت‌ها مطلع شویم، شاهد تاثیر این پیشرفت‌ها بر بازایابی محتوایی و گرایش‌های روابط عمومی باشیم و استراتژی‌های خود را با آن‌ها هماهنگ کنیم. بیایید با هم نگاهی داشته باشیم به ۷ گرایش رایجی که بی‌تردید در سال ۲۰۱۸ بازاریابی محتوایی را دستخوش تغییر خواهند کرد.

مهترین گرایش‌های بازاریابی محتوایی در سال ۲۰۱۸

۱. شبکه‌های اجتماعی دیگر تنها پلتفرم‌هایی برای به اشتراک گذاری نیستند و جای رسانه‌های چاپی را خواهند گرفت

توزیع محتوا وابسته به تاکتیک‌های مختلفی است و آنچه در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته می‌شود، رایج‌ترین روش توزیع محتوا توسط صاحبان تجارت به حساب می‌آید. اما پلتفرم‌هایی مثل فیسبوک، اینستاگرام و اسنپ‌چت تصمیم گرفتند خودشان به اندازه یک رسانه چاپی موثر باشند و برای به اشتراک گذاشتن چند لینک‌، تنها به یک پلتفرم ساده بودن اکتفا نکردند. چرا مردم اپلیکیشن‌های اجتماعی محبوبشان را ترک کنند در حالی که می‌توانند تمام محتوایی را که می‌خواهند از یک جا تامین کنند؟

درحالی که فیسبوک هنوز به عنوان پر استفاده‌ترین پلتفرم اجتماعی برای تجارت‌های کوچک حکمرانی می‌کند، رسانه‌های چاپی نیز از امکاناتی مثل مقاله‌های فوری برای گسترش دسترسی به محتوا استفاده کرده‌اند. اینستاگرام و اسنپ‌چت این روزها با فراهم کردن امکان لینک‌دهی به کاربران اجازه می‌دهند با یک حرکت ساده انگشت مقاله‌ها را به شکل فوری بخوانند.

روزگار استفاده رایگان از ابزارهای رسانه‌های جمعی برای نشر لینک‌ها به سر آمده است و این پلتفرم‌ها به فکر راه حلی هستند تا در رقابتِ درحال رشدِ دسترسی‌های رایگان از هم پیشی بگیرند. کانال‌های اجتماعی روشی برای رسیدن به مخاطب ارائه می‌کنند و آن‌ها را به سایت شما برمی‌گردانند؛ درست همانطور که محتوای مهمان یا Guest Posting (استراتژی ساخت لینک با هدف دستیابی به مخاطبان جدید به وسیله نوشتن مقاله و نشر آن در سایر وب‌سایت‌ها) این کار را در مورد ناشران آنلاین انجام می‌دهد. در عصری که در آن رسانه‌های اجتماعی حرف اول را می‌زنند، داشتن کانال‌های اجتماعی داغ و سرگرم کننده به اندازه داشتن یک وبسایت درجه یک اهمیت دارد.

۲٫ یادگیری ماشینی امکان مکالمات محتوایی را فراهم می‌کند

موفقیت برند شما در بازاریابی محتوایی بستگی به توانایی شما در انتقال محتوای درست به مخاطب درست در زمان درست دارد و این به چیزی بیش از برآورد تجربی شما نیاز دارد. اینجاست که یادگیری ماشینی به کار می‌آید.

الکس د سیمون، مدیر عامل آووکاتو می‌گوید: « بازاریابی محتوا روز‌به‌روز تعاملی‌تر شده و مرزهای بین بازاریابی محتوایی و فروش را کم‌رنگ می‌کند. مشتریان علاقه زیادی به تبادلات یک به یک با شرکت‌ها از طریق رسانه‌های جمعی و فرستادن پیام دارند اما برقراری یک گفت و شنود مفید و عاری از اشکال در اندازه وسیع برای شرکت‌ها دشوار است.»
این فرد اضافه می‌کند: «تکنولوژی‌های یادگیری ماشینی که امکان دیدن فرستنده یک پیغام را برای بازاریابان فراهم می‌کنند، می‌توانند نوع محتوای آن مکالمه را هم تعیین کنند. گذر از بازاریابی محتوا به شیوه سنتی و رسیدن به بازاریابی گفت و شنودی به شیوه ماشینی، عملکرد بازاریابان را تغییر داده و آن‌ها را برای انتقال محتوای بهتر در اندازه بزرگ‌تر و با نتیجه مطلوب قدرتمند می‌سازد.»

۳٫ افزایش واقعیت افزوده و مجازی، محتوای بصری را تبدیل به امری بدیهی و عادی می‌کند

مردم از وعده‌های تکنولوژی‌های مجازی و افزوده درباره چگونگی ایجاد تغییر خسته‌اند، اما من مطمئنم ما شاهد پر رونق شدن این تکنولوژی در سال ۲۰۱۸ خواهیم بود. کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که واقعیت افزوده و مجازی تا سال ۲۰۲۰ موجب ۱۵۰بیلیون دلار درآمد خواهد شد و دسترسی گسترده به آن فرصت‌هایی نو برای بازاریابان فراهم خواهد کرد تا بهترین محتوا را تولید کنند.

برای بسیاری از برندها، واقعیت مجازی و افزوده، یک قلمرو بازاریابی کشف نشده است که ممکن است هنوز به طور کامل آمادگی آن را نداشته باشند. کسی شما را به این خاطر سرزنش نمی‌کند چرا که قبل از دویدن حتما باید راه بروید.

اگر برای انتقال محتوایتان به واقعیت مجازی هنوز آماده نیستید، این گرایش رایج را به چشم یک ابزار برای پیشبرد محتوای بصریتان ببینید. ایجاد گرافیک‌های تعاملی، ویدئو و اپلیکیشن نه تنها باعث ایجاد یک استراتژی جذاب‌ برای بازاریابی محتوا می‌شود بلکه زمینه را برای تجربیات آینده در زمینه واقعیت مجازی و افزوده فراهم می‌کند.

۴. تکنولوژی پیشرفته، شخصی سازی کلی محتوا را به یک واقعیت تبدیل می‌کند

حرکت به سمت محتوای شخصی سفارشی چندین سال است که در حال شکل‌گیری است اما تکنولوژی پیشرفته به شما کمک می‌کند پا را فراتر بگذارید. تحلیل‌های موشکافانه به شما اجازه می‌دهند پروفایل مخاطبان خود را تعقیب کنید، شخصیت مشتریان خود را شناسایی و مورد هدف قرار دهید، دست به ایجاد محتوای شخصی‌ بزنید و پیشنهاداتی را مطرح کنید.

سایت‌های آمازون و گوگل مدتی است که ارزش ایجاد تجربیات شخصی‌ از طریق پروفایل مشتریان خیلی خاص را ثابت کرده‌اند. تکنولوژی به تمام شرکت‌ها در اندازه‌ها و صنایع مختلف امکان تقلید و الگو برداری را می‌دهد. در واقع چنین کاری، تبدیل به یک امر ضروری می‌شود: گارتنر پیش‌بینی می‌کند که در سال ۲۰۱۸ تجارت‌هایی که در شخصی‌سازی برای تمام طبقات سرمایه گذاری کرده‌اند، تا ۲۰٪ از سایرین فروش بیشتری خواهند داشت.

‌۵. پخش زنده ویدئویی از طریق شبکه‌های اجتماعی، فرصت‌های جدیدی را برای تولید محتوا فراهم می‌کند

در سال ۲۰۱۷ شاهد معرفی امکانات پخش زنده از سوی پلتفرم‌های اجتماعی برای استفاده در بازاریابی محتوایی بودیم. در حالی که هنوز پخش برنامه به شیوه سنتی نقش مهمی در استراتژی محتوا بازی می‌کند، نمی‌توان به گرایش جدید پخش زنده ویدئویی بی‌توجه بود. در مطالعه‌ای که به تازگی انجام شده است، تقریبا ۸۲ درصد مصرف‌کنندگان پخش زنده ویدئویی را به سایر انواع پست در شبکه‌های اجتماعی ترجیح می‌دادند.

این امکانات جدید به شما اجازه می‌دهند پیغام خود را به شیوه فوری‌تر و تکان‌دهنده تری یه اشتراک بگذارید. علاوه بر این، مخاطب‌ها روز به روز دنبال ویدئوهای زنده بیشتری هستند و این برای برندهای B2B می‌تواند به شکل برگزاری یک وبینار، موثر واقع شود. مخاطبان از برندهایی که تعقیب می‌کنند، تقاضای رابطه‌ای را دارند که یک انسان در آن واسطه باشد. بنابراین پخش زنده ویدئویی فرصت بسیاری خوبی برای برقراری رابطه نزدیک با مشتریان فراهم می‌کند. هم‌زمانی در هنگام پخش ویدئو باعث می‌شود مردم احساس کنند با آن چه مقابل خود می‌بینند در تعامل هستند، حتی در شرایطی که آن ویدئو برای هزاران نفر در حال پخش شدن باشد.

۶. بهینه‌سازی تلفن‌های موبایل در تمام صنایع معیار خواهد بود

هیچکس مانند سابق با کامپیوتر دسکتاپ کار نمی‌کند. ما عادت کرده‌ایم به همه چیز هر زمان که اراده کردیم دسترسی پیدا کنیم، به همین دلیل ۶۹ درصد از زمانی که با رسانه‌های دیجیتال سرگرم هستیم را پلتفرم‌های موبایلی پر می‌کنند و این فرصت مناسب برای بازاریابی محتوایی ایجاد می‌کند. با این که لازم نیست اپلیکیشن‌ها را حتما خودتان درست کرده باشید (هرچند ایده بدی به نظر نمی‌رسد)، اما محتوای شما باید طوری باشد که بتوان از آن روی تلفن موبایل به بهترین شکل استفاده کرد.

استفاده از اینترنت محدود به موبایل، روز به روز در حال افزایش است. ۴۱ میلیون نفر از جمعیت مردم آمریکا تنها از طریق موبایل به محتوا دسترسی پیدا می‌کنند. برای رشد و حفظ این نوع دسترسی به محتوا، هر نوع اقدامی نه یک پیشنهاد که یک ضرورت است.

۷. هوش مصنوعی شروع به ایجاد و توسعه محتوا خواهد کرد

تولیدکنندگان محتوا همواره این احتمال را داده‌اند که روزی کارشان توسط هوش مصنوعی متحول شود و تکنولوژی در سال ۲۰۱۸ زمینه ساز این صنعت خواهد بود. ابزارهای هوش مصنوعی مانند روش‌های تحلیل پیش بینانه، پردازش زبان طبیعی و الگوریتم‌های نسل محتوایی تاثیرگذار‌تر و هوشمندانه‌تر را مدیریت خواهند کرد.

ناشران و خبرگزاری‌های بزرگی مثل اسوشیتد پرس، خیلی وقت است که از محتوای ماشینی برای افزایش حجم و سرعت در نشر محتوا استفاده می‌کنند. برخی از کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که در ۵ سال آینده نیمی از محتوا به صورت ماشینی تولید شود و حضور انسان تنها به عنوان ناظر و ویرایش کننده، آن هم در صورت لزوم خواهد بود.

اما نگران نباشید؛ هنوز خبری از این ربات جایگزین نیست و تا زمان ظهور آن امکاناتی مثل ربات‌های چت، الگوریتم‌های تحلیل داده و سیستم‌های توصیه شخصی به طور خودکار مخاطبان را بسته به شرایط و علاقه آن‌ها به سمت محتوای مناسب هدایت می‌کنند و یک تجربه کاربر فعال‌تر و شخصی‌تر را ایجاد می‌کنند.

در حالی که تکنولوژی تغییراتی را در بازاریابی محتوا برمی‌انگیزد، صنعت تولید محتوا نیز به طرقی که هنوز قادر به پیشی آن‌ها نیستیم تغییر کرده و خودش را با شرایط جدید وفق می‌دهد. با نظاره کردن این گرایشات رایج و استفاده از فرصت‌هایی که در اختیار ما قرار می‌دهند؛ بازاریابان محتوا می‌توانند تجربیاتی به غایت خلاقانه برای مخاطبان خود رقم بزنند و تجارت خود را در موقعیتی قرار دهند که ما را به سمت این دنیای جدید و جسور هدایت کند.

اصل این مطلب را می‌توانید در این لینک بخوانید.